تو را از بین صدها گل جدا کردم
تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم
برای نقطه ی پایان تنهایی
تو تنها اسمی بودی،که، صدا کردم
عشق من....عشق من....عشق من... عشق من
بگو از پاکی چشمت منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باورها، از آدم ها دلم سرده
نوازش کن تو دستامو که خیلی وقت یخ کرده
که خیلـــــــــــی وقت یخ کرده...
عشق من....عشق من....
دیگه دلواپس بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیاد این کرده پژمردن
زیاد این کرده غم خوردن
توی بیداد تنهایی
در عین زندگی مردن
عشق من عشق من ........
در پی حادثه دیروز و جان باختن یک دانشجو
زمان فاجعه،وحشت حیانتی بد رنگ
خطوط حاشیه ،یک صداویک دل تنگ
افکت استودیو عراق افغانها....
صدای ساز کری(جان کری)3گوشه دیگر جنگ
سلام قدس ،فلسطین، سلام حزب الله
سلام پادشه دل خدای تیر و تفنگ...
وجب وجب همه جا موج میزندفحشا
زباله جنینی از دل سنگ
کراک و اکس و سرورو صفا با ودکا
و شب کنار خیابان، روسپی ی قشنگ
.........................
این شعر انلاین گفته شد تصحیح نشده
غم های ترک خورده
چشمانم را می بندم
می بینم زمینی را که بی قرار عشق بود
واز فراق عشق ابتدا زرد شد
وناگاه قلبش از جفای یار ترک خورد
ولی زمین غم یار را عزیز شمرد
این گذشت تا که مجنون از فراق لیلی پیر شد
وقتی که یک روز از دل شب نویدی از آسمانها
به مجنون رسید
وعشقی نو در دل مجروح مجنون جریان یافت
نمی دانم آن روز مجنون زنده بود یا نه!!!
من هنوزم تو دلم یه عالمه مسافرم
نرسیدم میدو.نم وقت ندارم باید برم
نمیگم دوره مسیرش نمیگم
نیمخوام بشم اسیرش نمیگم
نمی گم افتابشون مهتابیه
توی چشماشون رگای ابیه
نمی گم سرد تنور گلیشون
نمی آد از خونه هاشون بوی نون
نمیگم شقایق رو سر میبرن
نون رو با خون دلاشون میخورن
نمی گم چهره سوختشون سیاست
اسمون دستاشون پر از خداست
نیمگم که دل گرفته از قفس
نمی گم راه رهایی نیس یا هس
نمیگم چقدر عذاب این روزا
پر رنج و اضطراب این روزا
وچرا شقایق سر میبرن؟
کاش میشد یه جور دیگه با یه نفر نفس کشید
کاش واسه یه بارمیشدغصه رو تو قفس کشید
کاش میشد توی دلا مون همه یکرنگی میموند
کاش میشد تو عاشقی خطی دور هوس کشید
همه دلپاکیامون کشکه خدایی؟مگه نه؟
کاش میشددوستی هارو جدای خار و خس کشید
لااقل توی دل ادمکای این زمون
کاش میشد از تو صفا دست جفارو پس کشید