در پی حادثه دیروز و جان باختن یک دانشجو
هرروز پشت سر هم دروغ.کلک.رکود
پیشانی گره خورده .مهر.رکوع.سجود
یک دختر شش هفت ساله ناز.خوش ادا
داد می زند بیا تو رو با خدا.عود
یک متر آنطرف تر از او دختری قشنگ
استاده در کنار خیابان.لبی کبود
یک متر انطرف تر از او پیر نوجوان
اسفند میکند از بهر دود.دود
یک کوچه هم من و تو کر گه بگذریم
یک کور بینوا.بنوازد.بسازد عود
این است مملکت ما خجسته باد ایران
به قول مردم ما؛بسوزه جون حسود:
کرده ام نام تو را همیشه تکرار بیا
دیده ام روی تو را روز و شب تار بیا
به خرابات دل قاصدک و حشی عشق
دل من گشته زدوری ی تو تبدار بیا
خوش بود اندم کوته که تو با ما باشی
وقت رفتن تو ببین حال من زار بیا
شده ام عربده کش در طلبت دلبر من
و تو چون قایقی و من همه ام فار بیا
مونس ناخوشی من ،عسل زندگیم
قبل از انی که شوم بددل و بیمار بیا
می روی باز دلم میجهد از سینه برون
به خدا جان به لبم زود تر اینبار بیا
می نویسم زغمت تا که دلم وا بشود
قبل از انی که شود عشق تو انکار بیا
می شود خاطر من از غم دوریت حزین
برو امروز ولی زودتر اینبار بیا
صوفی زاهد دل چون غم ما را بشناخت
می زند نعره کنان درد مرا جار بیا
نم نمک دست و دلم یخ زده گویا مه من
می رود از بدنم روح هم انگار بیا
و قسم می دهمت ناز تریم مونس ماه
قبل از انی که شود روز شب تار بیا
من با هزار ترانه ........به تو پیوند خورده ام
با خاطری پرعشق تو. ..سوگند خورده ام
من بی صدای ناز وزلال نگاهتو...........
در کو چه ی رفاقت تو ....گند خورده ام
من بی غزل بدون صفاو وفای تو ....
گوبا خمار مانده ام هرچند.خورده ام..
یک آسمان ستاره و سیاره با تو اند..
من با توام .می از الوند خورده ام...
بیهوده غم مخور که مرا می دهد عذاب.
در باغ عشق تو من ..... قند خورده ام
یک عمر دلخوشی به نگاهی که با من است
در کوچه ی رفاقت تو......... گند خورده ام
خواستم تورا ببوسم نرسیدم..... ......دیرشد
خواستم تورا شوم یار ولی........ ...تاخیر شد
خواستم نگاه دنیا به هزاره را ببینی...........
ونگاه مثل ماهت همهجا........... ...تکثیرشد
خواستم تورا بخوانم که جهان بلرزه افتادو
و صدا و تمپ و آوا همگی.............تکبیرشد
خواستم که اسمانرا به تو هدیه داده باشم
توخودت یک اسمانی .. ... ..به غلط تقریر شد
.............................
کی به کیه اینم یه وزن جدید الاحداث