تبلیغات
شعرم برای چشمهای تو

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

پنجشنبه 17 شهریور 1390-11:08 ب.ظ



دلم تنگ است

دلم می سوزد از باغی که می سوزد

نه دیداری نه بیداری

نه دستی از سر یاری

مرا آشفته می دارد

چنین آشفته بازاری




تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 7 شهریور 1390-01:02 ق.ظ



 

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته


از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده‌ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته




تاریخ آخرین ویرایش:- -
جمعه 12 فروردین 1390-09:08 ب.ظ



خسته ام...

 




تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 21 اسفند 1389-10:00 ب.ظ



 

کرده ام نام تو را یکسره تکرار بیا

دیده ام روی تو را روز و شب تار بیا

به خرابات دل قاصدک و حشی عشق

دل من گشته زدوری ی تو تبدار بیا

خوش بود اندم کوته که تو با ما باشی

وقت رفتن تو ببین حال من زار بیا

شده ام عربده کش در طلبت دلبر من

و تو چون قایقی و من همه ام فار بیا

مونس ناخوشی من ،عسل زندگیم

قبل از انی که شوم بددل و بیمار بیا

می روی باز دلم میجهد از سینه برون

به خدا جان به لبم زود تر اینبار بیا

می نویسم زغمت تا که دلم وا بشود

قبل از انی که شود عشق تو انکار بیا

می شود خاطر من از غم دوریت حزین

برو امروز ولی زودتر اینبار بیا

صوفی زاهد دل چون غم ما را بشناخت

می زند نعره کنان درد مرا جار بیا

نم نمک دست و دلم یخ زده گویا مه من

می رود از بدنم روح هم انگار بیا

و قسم می دهمت ناز تریم مونس ماه

قبل از انی که شود روز شب تار بیا




تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 21 اسفند 1389-09:50 ب.ظ



شب باتو سکوت را قدم خواهم زد

در وادی چشمان تو غم خواهم زد

با ساز شکسته ناز گیسوی تورا

در گوشه ی عاشقانه بم خواهم زد

شعری بنویسم ز تو و مستی و شور

امشب که زجور جام جم خواهم زد

بد مستی من،شراب چشمان شما

یک بیت غزل کنون رقم خواهم زد

محبوب بیا که بی تو هرجا و مکان

از دوری و اشتیاق دم خواهم زد

تصویر تورا توی دل همچو خدا

با رنگ جنون خود قلم خواهم زد

شب باتو سکوت را قدم خواهم زد

در وادی چشمان تو غم خواهم زد

...

""حامی ابهری"




تاریخ آخرین ویرایش:- -
شنبه 21 اسفند 1389-09:39 ب.ظ



لب دریا و من وشعر و غزل با مهتاب

تو و امید و ترانه من و این پیک شراب

توگل مریم من،وسوسه ی وهم انگیز

تو شب خستگیام خورشید روحم تو بتاب

نفس خسته ی این موج منو میسازه

مثل اون چشمک نازی که منو کرد خراب

ساحل آتیش و سیگار و تو!چه می چسبه

وسطه این دوسه تا، جابده یک بوسه ناب

تو شب بارونی کنار دریا توبیا

توی این ماسه خیس،تو بغل عشق بخواب

واسه عشق تو نوشتم غزلو رو تن باد

نه دوخط و نه سه خط اندازه دو تا کتاب!

 

 

 

 




تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 21 اسفند 1389 10:07 ب.ظ
یکشنبه 24 بهمن 1389-09:21 ب.ظ



امشب که بدون تو شکستم هم هیچ

جان را به لبان خیش بستم هم هیچ

دل پر شده از نفرت دوری اما...

امروز اگر زعشق رستم هم هیچ

بی وسوسه در وسوسه ی دیدارت!

از صبح به شب به می نشتم هم هیچ

یک عمر پی خنده چشمان تو و

یک روز اگر  به گریه هستم هم هیچ!

تکرار شده قصه دوری و کنون

از هرچه شود دوباره.خستم هم هیچ

جانم به فدای خنده ات گر امشب

از باده هجران تو مستم هم هیچ!

دریایی و من گرکه به ساحل گل من

از عشق شما به گل نشستم هم هیچ

سه نقطه...

تمام.




تاریخ آخرین ویرایش:- -




  • تعداد صفحات :40
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...